الملا فتح الله الكاشاني

331

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و بهتان نسبت باختلاق چه آن را نسبت به كسى ميدهند كه وى از اين بريست نزد بعضى ضمير جاؤا راجع بقوم معاونست و از مقول كفار يعنى كافران گفتند كه آمده‌اند آن قوم معاون بستم و دروغ و اصح قول اول است و چون جاء و أتى را استعمال ميكنند در معنى فعل از اين جهت متعدى بنفسه واقع شده و گاه هست كه بمعنى ورود ميآيد چون جئت المكان و محتملست كه نصب ظلما و زورا بنزع خافض باشد و تقدير اين كه جاؤا الى الظلم و الزور پس حذف حرف جر شده و ايصال فعل به او گشته و در كشاف گفته كه ظلم و زور ايشان در اين مقوله از اين حيثيت است كه ميگفتند كه كلام عربى كه جميع فصحاى عرب عاجز بودند از اتيان به مثل آن ملقن است از عجمى و رومى * ( وَقالُوا ) * و ديگر گفتند كه آن كلام * ( أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * افسانهاى پيشينيان است كه در كتابها نوشته‌اند * ( اكْتَتَبَها ) * نوشته است و فرا گرفته آن را از كتب متقدمه براى خود و يق ( اكتبته اى كتبه لنفسه و اخذه كما يقول استكب الماء و اصطبه إذا سكبه و صبه لنفسه و اخذه ) و يا اكتتاب بمعنى استكتاب باشد يعنى آن را نويسانيده چه خود نمى تواند نوشت * ( فَهِيَ ) * پس آن نوشتها * ( تُمْلى عَلَيْه ) * املا كرده مىشود بر او * ( بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * در بامداد و شبانگاه يعنى در دو طرف روز يا در هر شب و روز آيتها را بر او ميخوانند تا ياد ميگيرد چه خود نميتواند خواند و از ظهر كتاب نميتواند خوانده و چون حفظ كرد بر ما ميخواند و ميگويد كه اين وحى است * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) در رد سخن ايشان كه * ( أَنْزَلَه الَّذِي ) * فرستاده است قرآن را آن كسى كه بلا شبهه * ( يَعْلَمُ السِّرَّ ) * ميداند هر پوشيده را * ( فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * در آسمانها و زمينها به اين دليل كه كلامى است مشتمل بر اخبار از مغيبات و علم غيب خاصهء حق سبحانه است و ديگر آنكه همهء فصحا و بلغاى شما از اتيان به مثل آن عاجزند پس چنين كلام جز از نزد ملك علام نباشد و چون چنين است پس چگونه آن را اساطير الاولين ميگويند * ( إِنَّه ) * بدرستى كه و سبحانه * ( كانَ غَفُوراً ) * هست آمرزنده كه پردهء كرم بر جرايم بندگان ميپوشد * ( رَحِيماً ) * مهربان كه در عقوبت عاصيان تعجيل نميكند و لهذا در عقوبت شما مسارعت نميفرمايد با وجود كمال قدرت او بر آن و استحقاق شما بنزول عذاب و ورود عقاب بر شما * ( وَقالُوا ) * و گفتند صناديد قريش چون ابو جهل و عتبه و اميه و عاص و امثال ايشان بر سبيل تهكم كه * ( ما لِهذَا الرَّسُولِ ) * چيست اين پيغمبر را و چه بوده كه با آنكه دعوى رسالت مىكند * ( يَأْكُلُ الطَّعامَ ) * مىخورد خوردنى را مانند ما * ( وَيَمْشِي ) * و ميرود براى طلب معيشت چون ديگران * ( فِي الأَسْواقِ ) * در بازارها اگر دعوى او درست